خورشاه بن قباد الحسينى
189
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
بياورد . سوندك بيك به موجب فرمان عمل نموده ايالت شهر هرات به دستور سابق بر سلطان محمد خدابنده قرار يافت و اسمعيل ميرزا چون به پايهء سرير اعلى رسيد ، [ به ] « 1 » سبب سخنان محمد خان ، حضرت شاه عالميان از طرف شاهزاده اندك بدگمان شده بود ، صلاح وقت در آن ديد كه فرزند ارجمند را چند روزى در حصارى نگاه دارد [ 145 ] و محافظت نمايد تا دست از بىاعتدالى باز دارد . بنا بر انديشهء مذكور شاهزادهء بىگناه را در قلعهء قهقهه نگاه داشتند « 2 » . بلى چون اراده و مشيّت الهى به علوّ شأن و سموّ مكان برگزيده تعلّق گيرد در بدايت حال او را به انواع شدايد و « 3 » بلا امتحان كنند ، چنان كه گفتهاند « البلا للولاء كاللهب للّذهب » « 4 » هرچند محبّت بيشتر تعب و عنا زيادهتر و لهذا نزول نوايب بر اكابر انبيا كه محرمان حريم كبريايند بيشتر از ساير برايا بوده است . شعر مرد ز زندان شرف آرد به دست * يوسف از آن روى به زندان نشست توسن طبع تو چو رامت شود * سكّهء اخلاص به نامت شود در سفرى كان ره آزاديست * شحنهء غم راهبر شاديست بار عناكش « 5 » به شب قيرگون * هرچه عنا بيش عنايت فزون ديگر از واقعات سال سنهء اربع و ستين و تسعمايه [ 964 ] آنكه تركمانان اترك از وفور جسارت پاى از طريق اطاعت بيرون نهاده چند مرتبه ولايت استرآباد را به جاروب نهب و غارت پاك برفتند و به آن نيز قانع نشده شاهوردى [ سلطان ] « 6 » كه به كچل شاهوردى مشهور بود و به حكومت استرآباد قيام مىنمود به قتل آوردند . چون اين خبر به درگاه عالمپناه رسيد ، نيران خشم شاهانه به اشتعال درآمده در شهر رمضان سنهء مذكور ، بعضى از امراى عظام مثل بدر خان استاجلو و شاه قلى خليفه مهردار و ابراهيم خان حاكم شيراز و رستم سلطان را تا موازى ده هزار سوار جرّار بر
--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ب : داشتهاند . ( 3 ) . ب : او . ( 4 ) . شبيه اين حديث در امثال و حكم ، ج 1 ، ص 237 ، آمده است . ( 5 ) . ت : عنانكش . ( 6 ) . ب : ندارد .